از آن تاريخ تاريك
كه نطفه ي آدم را
زني يائسه حرام كرد !!
ما مي بايدمان
قابيليان دشنه پرست را
‹‹ آقا ›› پنداريم !.
امروز ...
هي آقا
درست نقطه اي رسيده ام
كه آفتاب
بر جنازه ي مرداب
سقوط مي كند و
فرجام فرداهايمان را هيچ بهاري پيدا نيست .
پدرم
پسين و پيشين " بودن" مرا
- تا هميشه -
به" دوازده"پتياره
پيشكش كرد و فردا
به واماندگي ميلادم را به سوگ نشست
امروز...
هي آقا
از جانب جهنم باد مي آيد
پشت واژه هاي قرمز
ترافيك سنگيني پيداست .
ومن
هرگز ‹‹ آدم ›› نمي شوم .
نوشته شده توسط 0 در ساعت | لینک
|
