بازي هامان را
زمين
دشنام مي فرستاد وُ
ما
گرسنگي هامان را
و اينگونه شرمساري خويش را !
در رؤياي روزنه اي
شخم مي زديم وُ
ميلادِ خويش را نفريني داغ .
… و ما همچنان نسلها
اينچنين زيستيم و ُ
زمين همچنان دشنامِ هميشه خواهد داد
حتا بازي هامان را !! .
نوشته شده توسط 0 در ساعت | لینک
|