الو
الو
تویی !!!!
سلام بالا بلند آفتاب در بغل
گیسو طلا
که رنگین ترین رویاهای مرا عاشق ترینی
و تمام شعر های مرا شاعر
چه می کنی با خویش؟
قبض های آینه و عاطفه را پرداخت کرده ای ؟
هنوز پروانه ها را به خلوت خویش
خدا می خوانی ؟
هنوز به « فرداها»یت
«فریادها» ی مرا عابر می بینی ؟
راستی آیا «گمان گیلاس »آن سال های پر ستاره را
هنوز « دهانی گس » باقی ست ؟
این حوالی خاطرت جمع تا همیشه « نسیم یاد تو » می وزد
نبوده هیچ بامدادی هرگز
تو را اذان نگفته باشم
نبوده نازنین ...
الو
الو...
لعنت به این موبایل
حرف های زلال مرا آنتن نمی دهد .